GLC در مصاف X3 و دیسکاوری اسپرت

دو آلمانی برابر یک انگلیسی

کد : 1584
تاریخ انتشار : چهارشنبه 21 بهمن 1394
print
نظرات : 0
دو آلمانی برابر یک انگلیسی

روزنامه دنیای خودرو-علی منصوری : خیلی وقت پیش نبود که شاسی‌بلندهای مرسدس بنز در دو اندازه عرضه می‌شدند: یک مدل با اندازه‌ای متوسط که سه نسل از کلاس M را شامل می‌شد . یک مدل با اندازه بسیار بزرگ که در همه جای جهان به جز آمریکا به اسم GL شناخته می‌شد. البته مدل جی-واگن هم بود که خریدار چندانی نداشت چون مثل این بود که آدم برود کلی پول بی‌زبان را بدهد تا یک لندرور دیفندر با یونیفرم ارتش نازی بخرد. البته مرسدس مدل GLK را هم تولید می‌کرد که آن هم چندان رایج نبود و مثلاً هیچ‌وقت در انگلستان عرضه نشد چون ظاهراً جابجا کردن فرمان این ماشین سخت‌‌تر از آن بود که مرسدس بنز بخواهد چنین زحمتی به خودش بدهد. در نتیجه همه اینها علیرغم این‌که مرسدس بنز از دهه 1990 و از زمانی که کششی برای ماشین‌های شاسی‌بلند به وجود آمد مشغول تولید این نوع خودروها بوده، تا همین اواخر نتوانست گرد و خاک چندانی به پا کند. هرچند از سال 2014 مرسدس بنز خیلی جدی کمر همت بسته تا این مشکل را برطرف کند. در این سال، این ابرخودروساز آلمانی با رونمایی از شاسی‌بلند جمع و جور GLA که بر اساس پلت‌فرم کلاس A ساخته شد، به طرفداران نیت خود را برای تولید یک مدل کراس‌اور برای هر یک پلت‌فرم‌هایش نوید داد. بعد از آن مرسدس بنز GLE را تولید کرد که در واقع ادامه کلاس M بود و خبرها حاکی از آن است که به زودی ما شاهد حضور GLS خواهیم بود که جاگزین مدل GL قدیم خواهد شد. اما مدلی که اینجا به بررسی آن پرداخته‌ایم GLC جدید است که در بین این دو مدل قرار می‌گیرد.این ماشین که جانشین معنوی GLK به شمار می‌رود، گرچه روی پلت‌فرم کلاس C سوار شده، اما هم طول و هم پهنای آن اندکی بیشتر از مدل‌های این کلاس است. به هر حال GLC را می‌توان خیلی سریع و راحت با این توضیح به همه معرفی کرد که مرسدس بنز این ماشین را در پاسخ به ب‌ام‌و X3 ساخته.  مرسدس‌بنز در مورد هویت رقیب اصلی‌اش هیچ تردیدی به خود راه نمی‌دهد و با در نظر گرفتن این که این مدل مشهور و پرطرفدار مونیخی به نیمه عمر خود رسیده، معرفی یک جایگزین لوکس برای آن خبر هیجان انگیزی به نظر می‌رسد.  اما از این نمی‌توان غافل شد که تلاش‌های مرسدس بنز به ساخته شدن ماشینی در هیات یک لندرور دیسکاوری اسپرت انجامیده است. اگرچه دیسکاوری اسپرت بر روی پلتفرم LR-MS سوار است و به این ترتیب هنوز اندکی از میراث فورد را در خود دارد، اما حتا ذره‌ای به قالب یک سدان نزدیک نشده و به همین خاطر تنها ماشین در این گروه است که جدیت و سنگینی بصری یک شاسی‌بلند درست و حسابی را در خود حفظ کرده. همچنین این تنها ماشین از سه ماشین مورد بررسی ما است که قابلیت سواری دادن به هفت سرنشین را دارد، مزیتی که ممکن است در موردش اغراق شود، اما خب خودمان‌ایم همین ویژگی برای خیلی‌ها جذابیت دارد. 
با در نظر گرفتن اینکه طراحان GLC تمام تلاش‌‌ خود را کرده‌اند تا محصول‌شان شباهتی به یک تویوتا لندکروزر نداشته باشد، این ماشین به هیچ وجه یک شاسی‌بلند زمخت و یغور به نظر نمی‌رسد و بی‌تعارف باید بگوییم که ظاهر خیلی جذاب‌تری از X3 دارد که با وجود تمام تغییر چهره‌ها رفته‌رفته ظاهری تکراری پیدا کرده است. شکی نیست که اتاق GLC هم مثل باقی موارد، خیلی از جزئیاتش را از کلاس C وام گرفته. در حالی‌که X3 جدید با ارگونومی عالی، عملکرد و کیفیت ساخت خود بدون هیچ شک و شبهه‌ای یک ب‌ام‌و باقی می‌ماند، اما طراحی کلی اتاق آن نیز مانند طراحی بیرونی‌اش تا حدی از مد افتاده به نظر می‌رسد. برای اثبات این موضوع کافیست آن را با اتاق GLC مقایسه کنید. تودوزی مشکی و زدوده شدن هرگونه زاویه قائمه از اتاق این ماشین هر دل بیننده‌ای را می‌برد. استفاده لجوجانه مرسدس از دسته‌دنده‌های بغل فرمان در این ماشین هم ادامه دارد. بله درست است GLC قرن بیست و یکمی علیرغم داشتن جعبه دنده 9 سرعته با قبلیت تبدیل و انتقال گشتاور یک دسته‌دنده بغل فرمانی مثل تاکسی‌‌‌های قراضه‌ قدیمی دارد! شکی نیست که مرسدس بنز با قرار دادن دسته‌دنده در کنار فرمان فضای بیشتری را برای سایر دکمه‌های کنترل در وسط کنسول این ماشین فراهم می‌کند. اما حتی این هم انگار برای دکمه‌ها و تجهیزات پیشرفته این ماشین ناکافی به نظر می‌رسد.  
شاید همین چیزها باشد که هنوز خیلی‌ها را بیشتر به خرید دیسکاوری اسپرت ترغیب می‌کند. بدون هیچ جانبداری دیسکاوری اسپرت موقرترین خودرو از میان این سه شاسی‌بلند است. دیسکاوری هنوز هم می‌خواهد در عالم خودروهای شاسی‌بلند همه فن حریف باشد: گران‌قیمت، قابل اطمینان و کاربردی. از لحاظ  فضای اتاق هر سه ماشین خودروهای خانوادگی کارآمدی به شمار می‌آیند. فضای بالای سر X3 خیلی بیشتر از GLC است، اما فضای پا در هر دو ماشین به یک میزان سخاوتمندانه است. فاصله میان محورهای جلو و عقب لندرور کوتاه‌تر است، اما هیچ کمبودی را در فضای داخلی آن احساس نمی‌کنید. حجم صندوق این سه ماشین هم به طور یکسانی قابل تحسین است. این نکته که به ادعای مرسدس بنز، شما در GLC 60 لیتر فضایی بیشتر از استیشن کلاس C عایدتان می‌شود، نشان از کاربردی‌تر شدن دیدگاه این کمپانی در رابطه با خودروهای شاسی‌بلند دارد.  
حالا که حرف از کاربردی بودن به میان آمد لازم است که به سیستم 4 چهار محرک مرسدس بنز موسوم به 4Matic هم اشاره کنیم. به لحاظ موتوری نیز GLC از نسخه 201 اسب بخاری موتور دیزل 2.1 لیتری 4 سیلندر که در بسیاری از خودروهای مرسدس بنز مورد استفاده قرار گرفته بهره می‌برد که قدرت آن تا حدی از موتور اینجنیوم 2 لیتری دیسکاوری با 178 اسب بخار نیرو و همچنین موتور 188 اسب بخاری ب‌ام‌و بیشتر است. فارغ از این اعداد، توان بیشتر GLC به طور بارز در جاده نیز مشخص است.  
همچنین GLC با سربلندی صفر تا صد زیر 8 ثانیه خود را به رخ می‌کشد، جوری که X3 حتی به گرد پای آن هم نمی‌رسد. لندرور اینجا از X3 هم عقب‌تر می‌ماند و جعبه‌دنده اتوماتیک 9 سرعته‌‌ آن و وزن بیشترش منجر به این می‌شود که موتور اینجنیوم آن در مقابل دو ماشین دیگر کم بیاورد. 
مرسدس بنز با موفقیت تمام توانسته موتور پر سر و صدای خود را در پوشش ضخیم‌تری قرار دهد و در نتیجه تنها هنگام تخت گاز رفتن فشار زیاد روی پدال گاز است که غرش موتور آن به گوش می‌رسد. موتورهای دیسکاوری و اسپرت و X3 به نسبت پر سر و صداتر از GLC هستند و تازه باید به سر و صدای دیسکاوری یک‌سری لرزش را هم اضافه کنیم. 
شتاب GLC هماهنگ با شاسی‌بلندهای جدید زیاد است و به نظر می‌رسد که این ماشین به خوبی از این شتاب استفاده می‌کند. در مقایسه با دو رقیب دیگر توی اتاق این ماشین شما خیلی بالاتر از سطح زمین قرار نمی‌گیرید و به همین خاطر این مدل بیشتر به نظر می‌رسد که رقیبی برای خودروهایی مانند آئودی A4 باشد تا لندرور. پدال‌ها و فرمان GLC هم مانند ماشین‌های معمولی هستند، در حالی‌که مثلاً فرمان X3 به کلفتی جلد اول جنگ و صلح تولستوی به نظر می‌رسد.  اگرچه تغییر محور GLC سریع اتفاق می‌افتد، اما سرزندگی کمتری نسبت به دو ماشین دیگر دارد. در مقایسه با دیسکاوری که با سر و صدا و نیرومند چرخ‌های جلویش را به حرکت در می‌آورد، GLC تا سرحد بی‌تفاوتی آرام است. پدال‌های آن هم در هر شرایطی وضعیت خود را حفظ می‌کنند.
از کراس‌اورهای معمولی و نسبتا ارزان گرفته تا پوروشه ماکان، وقتی پای صحبت از شاسی‌بلند‌های جمع‌و جور به میان می‌آید، مساله وضعیت شاسی مطرح می‌شود. ب‌ام‌و و لندرور این مساله را خیلی مختصر و مفید پاسخ داده‌اند. X3 با بهره‌گیری از رینگ‌های 20 اینچی و سیستم تعلیق تطابق‌پذیرش بر روی سطح جاده مثل اسبی سرکش و غیرمنتظره به نظر می‌رسد. این ماشین همچنین با کمک سیستم چهار چرخ محرک XDrive خود پیچ‌ها را به راحتی و به نرمی پشت سر می‌گذارد. دیسکاوری اسپرت هم از قابلیت کج شدن پهلو به پهلو در شرایط سخت برخوردار است به نحوی که گاهی به نظر می‌رسد این ماشین در حال غلت خوردن است. اما توازن و آرامش اتاق همواره حفظ می‌شود و سرنشینان همواره در وضعیتی آسوده به سر می‌برند. 
مرسدس بنز هم برای GLC گزینه سیستم تعلیق هوایی را در نظر گرفته است که به آن کمک می‌کند در هر شرایطی سرنشینان آن احساس آسایش و راحتی کنند. 
انتخاب یکی از این سه مدل بستگی زیادی به سلایق و ترجیحات فردی دارد. اما اگر قرار باشد علایق و تعصبات‌مان را نسبت به هر یک از این خودروها و تولیدکنندگان‌شان کنار بگذاریم، باید بگوئیم که هم از لحاظ سرعت و هم از نظر صرفه‌جویی بهترین گزینه از بین این سه ماشین GLC است. 










 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
اولین موافق باشید.
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید دو آلمانی برابر یک انگلیسی
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو
ایران خودرو دیزل
تلگرام

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو