بررسی سمت و سوی آینده بازار خودرو در گفتگو با نادر وهاب آقایی، کارشناس خودرو

اگر خودرو دولتی نباشد...

دولت وظیفه دارد سیاست‌گذاری کند اما به جای این کار به ارزیابی، نظارت، کنترل و حتی اصلاح می‌پردازد. اینها وظایف دولت نیست و به‌همین دلیل این بحث به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است. 

کد : 1703
تاریخ انتشار : سه شنبه 4 اسفند 1394
print
نظرات : 0
اگر خودرو دولتی نباشد...

روزنامه دنیای خودرو-علی طجوزی : کم‌کم به روزهای پایانی سال نزدیک می‌شویم. سالی که برای صنعت خودرو با فرازونشیب‌های فراوانی روبه‌رو بود. در حالی که برخی بر این باور بودند بازار خودرو با توجه به لغو تحریم‌ها با ارزانی و تنوع محصول روبه‌رو خواهد بود. امری که بنابر دلایلی محقق نشد و بازار را خوابی عمیق فرا گرفت. اما فصل سرما برای صنعت خودرو فصل گرمی بود و البته نه از جانب رونق بازار بلکه به دلیل امضای قراردادها و مذاکرات با شرکت‌های مطرح تولیدکننده خودروی دنیا و پیش‌بینی آینده‌ای روشن برای این بخش مهم و تاثیرگذار در صنعت و اقتصاد کشور. اما سال آینده چگونه خواهد بود؛ بازار رونق خواهد گرفت، رکود عمیق‌تر خواهد شد؛ محصولات بیشتری وارد بازار می‌شوند! کدام‌یک از برندهای بازار سهم بیشتری خواهند داشت و پرسش‌هایی از این قبیل به همراه تحلیلی کوتاه از چرایی شکل‌گیری رکود، محور سلسله گفت‌وگوی‌های اقتصادی با فعالان،کارشناسان و صاحب‌نظران خودرو است که با هم اولین بخش از آن را می‌خوانیم.

پیش از پرداختن به بحث آینده بازار می‌خواهم بدانم از نظر شما چرا امسال با رکود و عدم رونق همراه بود؟
به نظرم اولین دلیلی که باعث رکود در بازار خودرو شد بحث تحریم بود. وقتی تحریم‌ها تشدید شد شرکت‌هایی که می‌توانستند با ایران همکاری کنند محدود شدند و یک‌سری شرکت‌های چینی در بازار باقی ماندند. عامل دومی‌ که رکود را تشدید کرد بحث برداشته شدن تحریم‌ها بود. زمانی که اخباری مبنی بر برداشته شدن تحریم‌ها منتشر شد و شائبه احتمال  ورود برندهای جدید بازار به وجود آمد، مردم برای خرید خودرو دست نگه داشتند تا از برندهای جدید استفاده کنند. قاعدتا خودروهایی که در چند سال گذشته وارد بازار شدند چندان باب‌میل مردم نبودند و انتظارات مردم برای دریافت خدمات بهتر و با کیفیت‌تر و همچنین خودروهای به‌روزتر باعث شد فعلا صبر کنند و از وضعیت فعلی بهره‌ای نبرند تا بتوانند از بازار آینده بهره بیشتر استفاده کنند و از امکانات بیشتری نیز برخوردار شوند.

یعنی رکود ادامه‌دار خواهد بود؟
بله. 

به چه دلیل؟
به دلیل اینکه عمده شرکت‌هایی که وارد می‌شوند با دید تولید می‌آیند. بازار ایران پتانسیل تولید سالانه دو تا سه میلیون خودرو را دارد. این میزان برای تولیدکنندگان کم نیست و بنابراین اکثر آنها می‌خواهند وارد بحث تولید شوند که خود روند تولید هم زمان‌بر است. البته ممکن است در کنار تولید به واردات هم فکر کنند ولی تمرکز و توجه اصلی بر تولید خواهد بود. به همین دلیل سال آینده حجم بالای واردات نخواهیم داشت و بیشتر به نظرم وضعیت به صورت فعلی پیش خواهد رفت. البته شاید درصد کمی واردات نسبت به امسال بیشتر شود ولی در صورت وارد شدن محصولات  جدید، شاهد تکان در بازار خواهیم بود. به عبارت دیگر بازار کمی با رونق مواجه خواهد شد اما نه آنچنان که چشمگیر باشد.

به‌صورت تقریبی چه قدر واردات افزایش پیدا خواهد کرد و آیا نشانی از رونق می‌بینید؟

برآوردها نشان می‌دهد امسال حدود50تا60 هزار دستگاه واردات داشتیم. بیشترین سقفی که برای واردات سال آینده، می‌توان متصور شد بین 70تا 80 هزار دستگاه خواهد بود، یعنی چیزی حدود 10یا 20درصد  به مجموعه واردات اضافه شود. یک مقدار هم رونق خواهد بود اما نه آنچنان زیاد.

خودروهای داخلی چطور؟
فکر می‌کنم بازا خودروهای داخلی به همین صورت باقی خواهد ماند. به نظرم توجه مردم بیشتر به سمت واردات و خودروهای خارجی که قرار است در ایران تولید شود، معطوف خواهد شد. ولی چون اقدامی جدی انجام نمی‌شود وضعیت به صورت فعلی ثابت می‌ماند.

این وضعیت باعث نمی‌شود خودروهای چینی سهم بیشتری از بازار را در اختیار بگیرند؟
باید توجه کرد خودروهای چینی خیلی خوبی هم داریم مانند ام‌جی که یک خودروی فوق‌العاده خوب چینی است که صنعتش را از انگلستان آورده است و کیفیت خیلی خوبی هم دارد. ولی ام‌جی به دلایل مختلف در ایران  نتوانست  بازار خوبی به دست آورد. به‌رغم اینکه کیفیت خوب است اما مردم آن نگرش چینی بودن را در ذهن خودشان دارند. یعنی استقبال مردم به‌رغم اینکه شرکت‌های چینی در بازار خوب فعالیت کنند هم به نظرم کم خواهدبود. کسی که آزرا یا ب‌ام‌و سوار می‌شود، دنبال محصولات چینی نخواهد رفت. کسانی سمت خودروهای چینی می‌روند که احیانا از نظر درآمدی جزو قشر متوسط و یا کمی پایین‌تر قرار دارند. استنباط من این است به شرطی می‌توانند موفق باشند که بتوانند از نظر کیفیت با خودروهای اروپایی و از نظر قیمتی با خودروهای ایرانی رقابت کنند. به‌نظر یکی از ضعف‌های خودروهای چینی بحث خدمات پس از فروش آنهاست. چون ما شبکه خیلی موفقی در حوزه خدمات پس از فروش نداریم اگر آنها بتوانند در این حوزه این ضعف را جبران کنند، شاید بتوانند بازار خودرو را در دست بگیرند.

این بحث را می‌خواهم بیشتر باز کنیم. یکی از اصلی‌ترین انتقادها و اعتراض‌هایی که وجود دارد بحث خدمات پس از فروش است. هرچند این اواخر به‌نظر می‌رسد تحرکی در این زمینه دیده می‌شود، اما پرسش این است که چرا به‌رغم عمر نیم‌قرنی صنعت خودرو در ایران، بحث خدمات پس از فروش جدی گرفته نشده است؟
این طور نیست. شرکت‌ها در بحث خدمات پس از فروش خیلی فعالیت کرده‌اند. خدماتی که الان شرکت‌ها در این زمینه ارائه می‌دهند با 10 سال پیش اصلا قابل مقایسه نیست و فرق زیادی کرده، اما دو اتفاق رخ داده که به آن توجه نشده است. اول اینکه ارائه بیشتر خدمات منجر به ایجاد توقع می‌شود. وقتی من خدمتی به شما ارائه بدهم و شما ازآن لذت ببرید، برای شما توقع ایجاد می‌شود. به‌عبارت دیگر دفعه بعد هم آن را می‌خواهید و چه بسا بیشتر هم بخواهید. ولی سازمان‌ها تا همین حد کفایت می‌کنند. خدمت را ارائه و باقی قضایای مربوط به آن را رها می‌کنند و به نیاز بعدی مشتری توجهی نمی‌کنند و درحد همین خدمات ثابت باقی می‌مانند. ایراد دیگری که در این حوزه وجود دارد مربوط به وزارت صنعت، معدن و تجارت است. وزارتخانه به‌صورت دستوری بحث خدمات پس از فروش را به سازمان‌ها ابلاغ می‌کند. مثلا سازمان‌ها ملزم هستند 5سال گارانتی بدهند، قطعات را عوض کنند، 10سال سرویس نگهداری ارائه دهند و قطعات را موجود داشته باشند. این باید و الزامی ‌که وزاتخانه می‌گذارد باعث می‌شود شرکت‌ها از بُعد رقابتی به بحث خدمات پس از فروش نگاه نکنند. دولت باید دست خود را از صنعت خودرو به خصوص بحث خدمات پس از فروش بردارد تا شرکت‌ها از بُعد رقابتی به قضیه نگاه کنند و سرویس مناسبی به مشتری ارائه دهند.

قصد دولت حمایت از مصرف کننده است. با این‌حال به‌نظر می‌رسد که نتیجه عکس داده است؟
به نظر من نقش دولت در اینجا با نقش شرکت‌های خصوصی خلط شده است. دولت وظیفه دارد سیاست‌گذاری کند اما به جای این کار به ارزیابی، نظارت، کنترل و حتی اصلاح می‌پردازد. اینها وظایف دولت نیست و به‌همین دلیل این بحث به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است. اولین اقدامی که دولت باید انجام دهد این است که دست خود را از صنعت خودرو باز کند. نه تنها خودرو بلکه در تمام بخش‌های اقتصاد. به‌عبارت دیگر در هر بازاری که دولت وارد شده آن جا به هم ریخته است. به بازار ارز نگاه کنید. هر جا که دولت دخالت می‌کند یک اتفاقی رخ می‌دهد. اما هر جا که بازار آزاد و رقابتی شده است می‌بینیم قضیه فرق می‌کند.

با توجه به وضعیت فعلی خودروسازان دولت می‌تواند دخالت نکند؟
به نظرم اگر بخواهد می‌تواند.

این خواستن چگونه است؟
الان دولت سهم عمده‌ای در ایران‌خودرو و سایپا دارد. وقتی سهم دارد قائدتا انتظار دارد که سودآوری‌اش تامین شود. انتظار دارد منافع کارکنانش تامین شود. انتظار دارد به اهداف تولیدش برسد. ولی دولت باید سهم‌خواهی خود از خودروسازها را کم کند. وقتی سهم‌خواهی خود را کم کند می‌تواند باعث رقابت میان شرکت‌ها شود. اتفاق دیگری که می‌تواند باعث انجام این کار شود، این است که اجازه دهد واردات در کنار تولید به یک رقابت سالم بینجامد. وقتی این رقابت را نداشته باشیم و خودروسازهای دولتی از رانت‌های مختلفی برخوردار باشند، طبیعتا هیچگاه این رقابت شکل نخواهد گرفت.

خودروسازان چه داخلی و خارجی بعد از رکود و بحرانی که به‌وجود آمد برای عبور از آن سعی کردند با تنوع در ارائه شرایط و خدمات باعث جذب مردم شوند. خودروسازها برای اینکه بتوانند سهم بیشتری از بازار را در اختیار داشته باشند چه تحولی در بحث خدمات پس از فروش خود باید ایجاد کنند؟
یکی از مشکلاتی که در بحث خدمات پس از فروش وجود دارد این است که در این بحث افراد نوآوری نداریم. اکثرا فکر می‌کنند این بحث تنها سرویس و نگهداری است. مثلا ماشین خراب شده است و آن را درست کنند. در صورتی که در این بحث نیاز به خلاقیت و نوآوری داریم. متاسفانه مدیران ما در این صنعت یک سری دستورالعمل‌های از پیش‌تعیین شده را پیش می‌برند. خلاقیت، نوآوری و بازاریابی در حوزه خدمات پس از فروش نداریم.

منظور از خلاقیت و نوآوری چیست؟
همان‌طور که اشاره کردم خدمات پس از فروش تنها سرویس و نگهداری نیست. در این بحث باید دنبال وفادارسازی مشتری‌های بالفعل باشیم. یعنی چگونه می‌توانم مشتری‌هایی را که الان دارم، نگه دارم. حالا باید فکر کنم با چه روش‌هایی می‌توانم این مشتری‌ها را نگه دارم؛ این می‌شود خلاقیت. فکر کردن به اینکه روش‌های جدیدی پیاده‌ کنم تا مشتری برای سازمان بماند. حال ممکن است این روش  سرویس نگهداری، امداد، سرویس در محل مشتری یا ارسال پیامک به مشتری یا هر روش دیگری باشد. در حقیقت بازارهای جهانی در این زمینه خوب پیش می‌روند و در حال پیاده‌سازی روش‌های نوین برای وفادارسازی مشتری هستند. در ایران متاسفانه این‌گونه نیست.  درحال‌حاضر شرکت‌های ارزیابی‌کننده به طور مصداقی به این سمت می‌روند که نیروی انسانی یا دستگاه عیب‌یاب دارید یا خیر، یا ابعاد تعمیرگاه مجاز است یا خیر. درحالی که این‌ها به نظرم جزو بدیهیات است. ممکن است سازمانی هیچ‌کدام از این‌ها را نداشته باشد ولی روش‌هایی را به کار ببرد و باعث وفادار شدن مشتری‌ها شود. باید بگویم شاخص وفادارسازی مشتری در صنعت خودرو نداریم. هیچ ارزیابی صورت نمی‌گیرد که آیا مشتری به من واردکننده وفادارتر است یا خودروساز داخلی. این شاخص باید مبنا قرار گیرد و براساس آن خدمات سازمان‌ها را بسنجیم.


برجسب ها : دنیای خودرو

 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
اولین موافق باشید.
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید اگر خودرو دولتی نباشد...
تلگرام
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو
ایران خودرو دیزل

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو