مردم درباره عشق‌ماشین‌ها چه می‌گویند؟

من عشق‌ ماشینم

عشق‌ماشین‌ها را می‌توان به راحتی تشخیص داد. ماشین‌های این افراد اکثرا اسپرت و موتورهایشان تقویت شده است. عشق‌ماشین‌ها سن و جنیست مشخص و محدودی ندارند. در همه شهرها، روستا و جوامع هم دیده می‌شوند.

کد : 1831
تاریخ انتشار : چهارشنبه 19 اسفند 1394
print
نظرات : 0
من عشق‌ ماشینم

روزنامه دنیای خودرو-پگاه طوسی: «نگاه کن چه دست فرمونی داره، تیز لایی می‌کشه، مویی رد می‌کنه. ماشینشم خوب اسپرت کرده. اون اوایل که تازه پرشیا اومده بود، یه پرشیا سفید داشت. اما الان چند ماهی می‌شه که مزدا3 خریده. پاتوقش هم خیابان سورناست. میره اونجا برا ماشینش خرج می‌کنه، بعد میاد بالا باهم کورس می‌ذاریم. هر چیز جدیدی که تو سورنا بیاد مشتری اولشه. ماشینش تو خیابان همه چشم‌ها رو به خودش خیره می‌کنه. سرت رو درد نیارم طرف عشق‌ماشینه»

نمی‌خواهم عشق‌ماشین باشم
عشق‌ماشین‌ها را می‌توان به راحتی تشخیص داد. ماشین‌های این افراد اکثرا اسپرت و موتورهایشان تقویت شده است. عشق‌ماشین‌ها سن و جنیست مشخص و محدودی ندارند. در همه شهرها، روستا و جوامع هم دیده می‌شوند. فرقی نمی‌کند چه ماشینی داشته باشند، ماشین‌شان هرچه باشد تا جایی که بتوانند اسپرتش کرده و به آن چیزی شبیه‌اش می‌کنند که خودشان دوست دارند. شیشه‌های دودی‌تر، باله‌های پشت، رینگ‌های رنگی، چراغ‌های گربه‌ای، درهایی که به سمت بالا باز می‌شوند، اگزوزهایی که صدایشان زنبوری است و برچسب‌هایی که سراسر بدنه ماشین‌شان را می‌پوشاند. عشق‌ماشین‌ها عشق سرعت هم هستند، اما عمده این افراد آموزش‌های مهارتی لازم برای سریع راندن را ندیده‌اند و تنها به صحبت‌های دیگران و تجربیات خود اکتفا کرده‌اند. شروین بشارت‌نیا هیوندایi20 دارد. ماشینش را دوست دارد و آن رسیدگی‌های معمول را انجام می‌دهد. اما خودش را عشق ماشین نمی‌داند. وی در گفت‌و‌گو با روزنامه  «دنیای خودرو» گفت: «ماشین لازمه زندگی من است و اگر روزی ماشین نداشته باشم، واقعا کلافه می‌شوم. می‌توان گفت به ماشینم وابسته‌ام اما عشق ماشین نیستم. راستش را بخواهید اصلا هم دوست ندارم عشق ماشین باشم. برای من عشق به ماشین یا موتور قابل درک نیست. در زندگی من هر چیز تعریف و جایگاه خاص خود را دارد که اگر از آن حد بالاتر یا پایین‌‌تر بیاید، اصلا خوب نیست. عشق‌ماشین‌ها تمام زندگی‌شان ماشین است. اما برای من ماشین تنها وسیله آرامش و سرعت‌دهی به رفت‌و‌آمدم است و نه بیشتر.»
او که دیدگاه خوبی در مورد عشق‌ماشین‌ها نداشت، عشق ماشین بودن را عاملی برای ابراز وجود و جلب‌توجه دیگران دانست و ادامه داد: « شاید هم نداشتن تفریحات مهیج و سرگرم‌کننده، عده‌ای را عشق ماشین یا عشق سرعت کرده است. در هر برخوردی که با یک عشق ماشین دارم، اولین سوال این است که چه ماشینی داری و چند تا باهاش سرعت میری؟ تقریبا الگوی فکری تمام عشق‌ماشین‌ها مشترک است. برند و مدل ماشین، توانایی و سرعت ماشین و در نهایت مهارت‌هایی که راننده باید داشته باشد. گاهی سوالاتی می‌پرسند یا خاطراتی تعریف می‌کنند که باورکردنشان بسیار سخت است و مو بر تن آدم سیخ می‌کند. متاسفانه بسیاری از آنها مهارت‌ها و آموزش‌های علمی لازم را ندارند و تصادف می‌کنند؛ تصادف‌هایی که گاهی برای دیگران خطرآفرین است.»

نپذیرفتند که عشق ماشین باشم
عشق‌ماشین‌ها از سرعت نمی‌ترسند، لایی کشیدن برایشان عادی است و هر از گاهی اگر برگه جریمه و عکس ماشین‌شان به منزلشان ارسال شود، کمی به آن نگاه کرده، سپس خاطره آن روز را تعریف می‌کنند و درنهایت برگه جریمه را به گوشه‌ای می‌اندازند. به تعبیر دیگر عشق‌ماشین‌ها رفتارهای پرخطر و ریسک کردن در وجودشان است. اما گذر کردن از این خطرها و جریمه‌ها نیز بخشی از عشق آنهاست. کسانی که کمتر تصادف کرده یا جریمه شده‌اند، فرق زیادی با کسانی‌که تصادف‌ها و جریمه‌های بسیاری داشته‌اند، ندارند. شاید رفتار خطرپذیر عاملی است که تا حدودی از ورود دختران به این حیطه، ممانعت می‌کند. هرچند دخترانی  هم هستند که عشق ماشین و عشق سرعت هستند اما تعداد آنها در مقایسه با پسران بسیار کمتر است. سارا فرمند فولکس گل سفید رنگ دارد و بعضی شب‌ها به اتوبان ارتش می‌رود تا بتواند خوب ویراژ دهد. او نمی‌داند در گروه عشق‌ماشین‌ها قرار می‌گیرد یا نه گفت: «عشق‌ماشین‌ها بیشتر پسرها هستند و با یکدیگر در ارتباطند. چند بار سعی کردم که وارد گروه آنها شوم اما من را در خود نپذیرفتند. از نظر آنها دختران نمی‌توانند ریسک کنند و لایی بکشند، چون دل‌و جرات این کارها را ندارند. ابتدا بسیار به من خندیدند و درنهایت هم برادرانه به من توصیه کردند که به درس‌و‌مشق‌هایم برسم و با احتیاط از خیابان عبور کنم. من هم تصمیم گرفتم وارد گروه عشق‌ماشین‌ها نشوم و بعضی از شب‌ها که خیابان خلوت است، تنها ماشین‌سواری کنم.»  

من عشق ماشین هستم
هر چند عشق‌ماشین‌ها در این عرصه باهم رقابت دارند اما آنها بسیار از یکدیگر پشتیبانی می‌کنند و اگر ماشین هرکدام از آنها آسیبی ببیند، ناراحت می‌شوند و همدردی می‌کنند. حتی برای اینکه دوستان دیگرشان کمتر جریمه شوند، به یکدیگر تلفن می‌زنند و آمار پلیس‌ها و دوربین‌ها را به هم اطلاع می‌دهند، یا حتی راه‌های گریز و فرار از پلیس را باهم در میان می‌گذارند. عشق‌ماشین‌ها در عین حفظ استقلال و قدرت شخصی بسیار به یکدیگر وابسته هستند. در واقع به عقیده خودشان تیمی هستند که هر کدام‌شان تخصصی دارد. مهیار کولیوند که خود را عشق ماشین می‌داند و تقریبا هر روز دو تا پنج ساعت را با سایر دوستانش در خیابان‌ها می‌چرخد، اظهار کرد: «تقریبا هشت نفر هستیم و هر کدام از ما ماشین خودش را دارد. بعضی شب‌ها همه ماشین‌هایمان را می‌آوریم، به خارج از شهر می‌رویم و در اطراف شهر باهم کورس می‌گذاریم. بعضی شب‌ها هم نه، چند نفر ماشین می‌آورند و بقیه در ماشین آنها می‌نشینند. باهم حرف می‌زنیم و مجلات ماشینی را که تازه خریده‌ایم، با هم ورق می‌زنیم. فیلم‌ها و عکس‌ها را برای هم ارسال می‌کنیم و تجربیاتمان را باهم در میان می‌گذاریم. یک بار ماشین یکی از بچه‌ها را پلیس توقیف کرد و به پارکینگ برده بود. تقریبا یک هفته طول کشید تا توانست ماشینش را پس بگیرد، در این مدت همه ناراحت بودیم و هر کمکی از دستمان برمی‌آمد انجام دادیم تا ماشینش را زودتر برگرداند. نبودن ماشینی که عاشقش هستید حتی برای یک شب، بسیار ناراحت‌کننده است. نبودن ماشینی که همیشه در حیاط خانه پارک می‌شود و با لذت از پنجره به آن نگاه می‌کنید، غیرقابل‌تحمل است.»


برجسب ها : دنیای خودرو

 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
andموافق
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید من عشق‌ ماشینم
ایران خودرو دیزل
تلگرام
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو