سریع و خشن در خیابان‌های تهران

سبقت توربو از سرطان

صدای اگزوزی که می‌پیچد در خلوت خیابان و جای رد لاستیکی که روی آسفالت می‌ماند. دنده‌هایی که پشت‌سر هم عوض می‌شوند و نگاه‌هایی که خیره، فقط جلو را می‌نگرند. ضربان قلب بالا می‌رود و دست‌ها روی فرمان می‌لرزد. ماشین کنار دستی چند متری عقب مانده و نقطه پایان نزدیک است. صدای توربوی ماشین که می‌پیچد توی کابین راننده، برای او بهترین موسیقی دنیاست. عقربه سرعت 240 را رد کرده است و چراغ‌های اتوبان مانند خوابی گنگ از جلوی چشمانت می‌گذرد. لذت پیروزی را زیر زبانت حس می‌کنی که صدایی غیرعادی همه چیز را خراب می‌کند. آژیر پلیس نزدیک می‌شود و تو پیش خودت مرور می‌کنی چند روز باید در پارکینگ‌های آگاهی درگیر خلاص کردن ماشین باشی؟
کد : 338
تاریخ انتشار : شنبه 4 مهر 1394
print
نظرات : 0
سبقت توربو از سرطان محمدجواد تاج¬الدین-صدای اگزوزی که می‌پیچد در خلوت خیابان و جای رد لاستیکی که روی آسفالت می‌ماند. دنده‌هایی که پشت‌سر هم عوض می‌شوند و نگاه‌هایی که خیره، فقط جلو را می‌نگرند. ضربان قلب بالا می‌رود و دست‌ها روی فرمان می‌لرزد. ماشین کنار دستی چند متری عقب مانده و نقطه پایان نزدیک است. صدای توربوی ماشین که می‌پیچد توی کابین راننده، برای او بهترین موسیقی دنیاست. عقربه سرعت 240 را رد کرده است و چراغ‌های اتوبان مانند خوابی گنگ از جلوی چشمانت می‌گذرد. لذت پیروزی را زیر زبانت حس می‌کنی که صدایی غیرعادی همه چیز را خراب می‌کند. آژیر پلیس نزدیک می‌شود و تو پیش خودت مرور می‌کنی چند روز باید در پارکینگ‌های آگاهی درگیر خلاص کردن ماشین باشی؟
کورس‌های خیابانی دنیای عجیبی دارد، دنیایی پرهیجان و پراسترس که بخشی جدایی ناپذیر دارد، «خطر». کسانی که عمرشان را وقف ساخت و تجهیز ماشین‌های مسابقه‌ای می‌کنند و دلشان می‌خواهد از خلوتی اتوبان‌های شهر استفاده کنند و پیست را به شهر بیاورند، پیه همه چیز را به تنشان می‌مالند. در سرعت‌های 260 و 270 یک سنگ‌ریز یا برآمدگی بیجا در آسفالت همه‌چیز را غم‌انگیز می‌کند.
از شیمی درمانی تا پیست درگ
شناختن ماشینش زیاد سخت نیست، مگر چند میتسوبیشی گالانت مشکی که رینگ‌های طلایی دارد و لاستیک‌های مسابقه‌ای و بال عقب، ساعت 12 ظهر در میدان چیذر سر‌و‌کله‌اش پیدا می‌شود؟
در ماشین را کامل نبسته‌ام که پا روی گاز می‌گذارد، جوری در صندلی مچاله می‌شوم که انگار از روی باند فرودگاه تیک‌آف کرده باشیم. سرعت را بیشتر از 70 تا نمی‌برد و همان هم کافی است تا تفاوت ماشین توربو را با ماشین‌های معمولی درک کنی. همه‌چیز ماشین را عوض کرده است، از دنده و فرمان تا صندلی و زیر پایی. درونش بی‌شباهت به کابین هواپیما نیست. چند گیج برای کنترل بنزین و الکل و سرعت و قدرت توربو و چیزهای دیگر.
فرشید ساعت‌ساز که کار اصلی‌اش آتلیه عکاسی عروسی است سابقه آشنایی‌اش با ماشین‌های مسابقه‌ای را این‌طور تعریف می‌کند: «چهار سال پیش بود که من درگیر بیماری سرطان و دوره‌های شیمی درمانی بودم. حال خوبی نداشتم. برادرم پیشنهاد کرد برای تغییر حال‌و‌هوا به دیدن مسابقه درگ برویم. مسابقه‌ای که در باند هواپیما برگزار می‌شد و ماشین‌ها، مسیری مستقیم را طی می‌کردند و ملاک، سرعت بیشترشان بود. این نقطه شروع آشنایی من با ماشین‌های مسابقه‌ای بود. ماشین‌هایی که در خیابان نمونه‌هایشان را ندیده بودم.»
از همان‌روزها بود که فرشید به فکر خرید ماشین افتاد و شرکت در مسابقات سرعت. دوره‌های شیمی درمانی تمام شدند و ماشین انگیزه‌ای تازه برای فرشید ساخته بود، میتسوبیشی را همان موقع خرید و شد عشق زندگی‌اش، وقتی از آپشن‌های ماشین می‌پرسم، لیستی بلند‌بالا تهیه می‌کند و با اشاره به این‌که تا امروز 85 میلیون خرج ماشین کرده است، می‌گوید: «زمانی که من ماشین را خریدم 10 درصد روی موتورش کار کرده بودند. من خیلی چیزها را عوض و ماشین را برای مسابقه آماده کردم. پیستون‌های فورج ویسکر، شاتون eaule، پیچ Arp، میل سوپاپ 272، سوزن انژکتور 1000 سی‌سی، رگلاتور سوخت، شمع مخصوص توربو، لوله‌کشی اگزوز تمام استیل، ای سی یو Aem و...»
کابین ماشین را هم کامل عوض کرده است و می‌گوید که برای رنگ ماشین 12 میلیون تومان خرج کرده است، فکر می‌کند کافی نیست فقط باطن ماشین قوی باشد، نباید ظاهرش را فراموش کنیم.
ماشین‌بازها دنیای خودشان را دارند، کسانی که حاضرند تمام درآمدشان را خرج ماشینشان کنند تا بتوانند آخر هفته‌ها در پیست و گاهی هم خیابان چند کیلومتری را سواری کنند و لذت ببرند، از گروه‌های عشق ماشین‌ها می‌پرسم و ارتباطشان، می‌گوید:
«در شبکه‌های مجازی مثل تلگرام و واتس‌آپ گروه‌های مختلفی هستند، مثلا ژاپنی‌بازها که ما هستیم و ماشین‌های ساخت ژاپن داریم، آلمانی‌بازها هستند که عاشق بنز و ب‌ام‌و اند و کسان دیگر. بچه‌ها در این گروه‌ها از ماشین‌هایشان عکس و فیلم می‌گیرند و برای هم می‌فرستند، گاهی هم قرار گردهمایی می‌گذارند و دور هم جمع می‌شوند.»
مسابقات خیابانی اتفاق رایجی است که در همه‌جای دنیا می‌افتد، ماشین‌هایی که در اتوبان‌ها و خیابان‌های صاف یکه‌تازی می‌کنند و کسی جلودارشان نیست. فرشید داستان را این‌طور تعریف می‌کند: « احتمالا فیلم سریع و خشن را دیده باشید. دست‌کمی از آن ندارد، البته اکثر کورس‌ها سر کل‌کل شکل می‌گیرد. مثلا کسی می‌گوید من یک گلف آلمانی دارم و حاضرم با فلان ماشین ژاپنی تست کنم. این می‌شود نقطه شروع مسابقه. تا سال 1393 فدراسیون اتومبیلرانی مسابقات درگ را به صورت قانونی برگزار می‌کرد و جوان‌ها فرصتی برای تخلیه انرژی داشتند، اما بنا به دلایلی که خودشان دارند، دیگر آن مسابقات برگزار نمی‌شود و همین مساله جوان‌ها را به خیابان کشیده است. حتما شما اخبار را دنبال می‌کنید و از جریان تصادف حمید کمالی باخبرید، قهرمان اتوموبیلرانی که با ماشین ب‌ام‌و در اتوبان همت تقاطع یادگار تصادف کرد و آن فاجعه پیش آمد.»
از رانندگانی می‌پرسم که در اتوبان‌ها مسابقه می‌دهند و گاهی شرط‌بندی هم در کار است، به گروه ژاپنی‌بازها اشاره می‌کند و می‌گوید: «بیشتر گردهمایی‌های ما وجهه مسابقه‌ای ندارد مثلا ژاپنی‌بازها روزهای تعطیل در خیابان پاکنژاد و گاهی هم اندرزگو دور هم جمع می‌شوند و کنار هم رانندگی می‌کنند. این گردهمایی صرفا جنبه جمع شدن و گاهی هم تبادل اطلاعات و قطعه ماشین دارد، سرعت ما از 70 تا بیشتر نمی‌شود؛ البته هستند گروه‌هایی که در اتوبان‌ها و در ساعت‌های خلوت مسابقات برگزار می‌کنند. مسابقاتی که گاهی سر شرط‌بندی مثل یک جفت لاستیک یا سوخت و چیزهای دیگر برپا می‌شود. اتوبان خلوتی گیر می‌آورند و کورس می‌گذارند.»
آنها راه خودشان را در خیابان یا اتوبان می‌روند تا یک ماشین خوش قد‌و‌قامت و پرسرعت ببینند، همان‌وقت با یک مذاکره کوتاه، کورس خیابانی را شروع می‌کنند و تا پایان که یکی برنده باشد، ادامه می‌دهند.
از برخورد پلیس می‌پرسم و نمونه‌هایی که برایشان پیش آمده، می‌گوید: «برای من که همچین اتفاقی پیش نیامده، ولی برخی دوستان ماشینشان توسط پلیس توقیف شده و حتی شش ماهی در پارکینگ آگاهی بوده است. جالب است بدانید در همه جای دنیا این مسابقات به این شکل برگزار می‌شود. دوستی تعریف می‌کرد در ژاپن پشت یک ورزشگاه هر شب ساعت 3 ماشین‌بازها دور هم جمع می‌شوند و مسابقه می‌دهند، پلیس هم از جریان باخبر نیست.»
در کاپوت را که باز می‌کند کمی جا می‌خوری، هر چه در ذهنت مرور می‌کنی یادت نمی‌آید موتور ماشینی را این شکلی دیده باشی، باز هم ذهنت می‌رود سمت موتور هواپیما، از قانونی بودن موتور توربو و تجهیزاتش می‌پرسم، می‌گوید: «همه‌چیز قانونی است، ماشین من بیمه و معاینه فنی هم دارد و شماره موتور روی سند ماشین درج شده است.»
از لایی کشیدن و سرعت رفتن در خیابان‌ها می‌پرسم، با تاکید بر اینکه ماشین‌های مسابقه به درد این کارها نمی‌خورد، می‌گوید: «اصلا نمی‌شود با چنین ماشینی لایی کشید، ماشین‌های توربو فقط به درد حرکت مستقیم می‌خورد. یک لحظه است، اگر با سرعتی مثلا 260 با ماشین جلویی برخورد کنم، چه چیزی از من باقی می‌ماند؟ هیچی! در جمع کسانی که من به عنوان ماشین باز می‌شناسم، شاید کمتر از 5 نفر باشند که در اتوبان‌ها حرکات نمایشی انجام می‌دهند و برای مردم مزاحمت ایجاد می‌کنند، شما با ماشین عبور می‌کنی، ولی ممکن است تمرکز راننده‌ای را به هم بزنی و باعث تصادف شوی. از طرفی این ماشین عشق من است و من حاضر نیستم به خاطر کمی تفریح، به ماشینم صدمه‌ای بخورد. داشتن ماشین‌های توربو حکم کسی را دارد که پرورش‌اندام کار می‌کند، هم می‌تواند از بدنش برای اذیت و آزار دیگران استفاده کند و هم می‌تواند سر‌به‌زیر باشد و کار خودش را بکند. من راه دوم را انتخاب کرده‌‌ام.»

 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
یک موافق
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید سبقت توربو از سرطان
ایران خودرو دیزل
تلگرام
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو