«دنیای خودرو» بررسی کرد

کاهش تقاضا برای خودرو بورس را هم از رونق انداخت

یکی از پرسش‌هایی که این روزها  زیاد مطرح می‌شود چرایی ریزش بازار سهام است. هرچند خوش‌بینی به تغییر شرایط اقتصادی-سیاسی کشور در پی توافق هسته‌ای انتظار بازگشت رونق در سال جاری را به وجود آورده بود، اما همچنان بورس تهران نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. در همین رابطه علیرضا کدیور، کارشناس بورس 
در خصوص افت بورس به «دنیای خودرو» می‌گوید»: دلیل افت، 3 عامل اصلی است. اولین عامل افت شدید قیمت جهانی مواد خام مثل مواد نفتی و پتروشیمی و مواد معدنی است. با توجه به این‌که حدودا 60 درصد از ارزش بورس کشور را به صورت مستقیم و غیرمستقیم شرکت‌هایی که تولیدکننده این گونه مواد هستند تشکیل می‌دهد، افت قیمت جهانی مواد خام باعث شده که طبیعتا سود آوری این شرکت‌ها افت کند.

کد : 381
تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 مهر 1394
print
نظرات : 0
کاهش تقاضا برای خودرو بورس را هم از رونق انداخت

علی طجوزی-یکی از پرسش‌هایی که این روزها  زیاد مطرح می‌شود چرایی ریزش بازار سهام است. هرچند خوش‌بینی به تغییر شرایط اقتصادی-سیاسی کشور در پی توافق هسته‌ای انتظار بازگشت رونق در سال جاری را به وجود آورده بود، اما همچنان بورس تهران نتوانسته است انتظارات را برآورده کند. در همین رابطه علیرضا کدیور، کارشناس بورس 
در خصوص افت بورس به «دنیای خودرو» می‌گوید»: دلیل افت، 3 عامل اصلی است. اولین عامل افت شدید قیمت جهانی مواد خام مثل مواد نفتی و پتروشیمی و مواد معدنی است. با توجه به این‌که حدودا 60 درصد از ارزش بورس کشور را به صورت مستقیم و غیرمستقیم شرکت‌هایی که تولیدکننده این گونه مواد هستند تشکیل می‌دهد، افت قیمت جهانی مواد خام باعث شده که طبیعتا سود آوری این شرکت‌ها افت کند.
عامل دوم، ثبات نسبی نرخ ارز آزاد و افزایش نرخ ارز مبادله‌ای است. در واقع کاهش فاصله بین ارز آزاد و مبادله‌ای. باعث شده است تا برخی شرکت‌ها که همیشه وارداتشان بر اساس نرخ ارز مبادله‌ای بوده و نرخ‌گذاری فروش محصولاتشان نیز بر اساس نرخ ارز آزاد بوده است با توجه به کاهش فاصله بین این دو نرخ ارز، سودآوری‌شان نیز کاهش پیدا یابد.
عامل سوم رکود شدید حاکم بر اقتصاد ایران است. سیاست‌های دولت  برای مهار تورم باعث شده است که تقاضا برای تمام کالاها در اقتصاد  ایران به شدت کاهش پیدا کند یعنی تقاضا برای سیمان، فولاد و خودرو. این سه عامل باعث شده است که بورس دچار مشکل شود. با توجه به این‌که پیش‌بینی می‌شود در آینده نزدیک یعنی در چند ماه پیش رو قیمت‌های جهانی اگر افت نکند، رشد هم نخواهد کرد. از  طرف دیگر اگر  دولت بخواهد  ارز را تک‌نرخی کند و همچنین از جهش نرخ ارز آزاد به دلیل تبعات تورمی جلوگیری کند  به این معنی است که دولت می‌خواهد سیاست‌های پولی فعلی را ادامه دهد  بنابراین پیش‌بینی می‌شود که فعلا وضعیت بورس همین‌گونه باشد و روند نزولی بورس  نیزهمچنان ادامه پیدا کند.
برای برون‌رفت از این وضعیت نیز  به نظر می‌رسد که  دولت باید سیاست‌های انبساطی‌‌تر را با هدف افزایش تقاضا در اقتصاد در پیش بگیرد تا از این طریق بتواند در اقتصاد رونق ایجاد کند. هر چند این سیاست‌ها تبعات تورمی خواهند داشت اما اگر دولت این کار را نکند همچنان وضعیت به همین صورت خواهد ماند.

بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران
مهدی رباطی، تحلیلگر بازار سرمایه نیز در تحلیل چرایی سقوط شاخص‌ها به «دنیای خودرو» می‌گوید: یکی از دلایل بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران به بازار سرمایه رفتار سلیقه‌ای سازمان بورس است. این نوع رفتار به اشکال گوناگونی قابل مشاهده است. نحوه درخواست شفاف‌سازی شرکت‌ها، توقف و بازگشایی نمادها، اظهارنظر مسئولین سازمان در ارتباط با صنایع و شرکت‌ها و آخرین آنها انتقال 15 نماد به بازار توافقی، از این دست رفتارها هستند که بی‌اعتمادی شدیدی را بین سهامداران عموما حقیقی و تازه‌وارد به بورس ایجاد کرده است، به شکلی که در موارد گوناگون سرمایه‌گذاران باید به دنبال کشف ذائقه سازمان و ناظران سازمان جهت کسب سود باشند. لازمه ثبات بازار قانونمندی روشن و وجود رویه شفاف و مشخص سازمان و پرهیز از هرگونه برخورد سلیقه‌ای است.
دلیل عمده دیگر نبود دید کلان به بازارهای مالی است. به شکلی که دخالت‌های بی‌دلیل و گاه و بیگاه سازمان بورس در بازار سبب بر هم خوردن تعادل بازار می‌شود. نمونه بارز این موضوع رویکردهای کوتاه‌مدت و عدم توجه به پیامد تصمیم‌ها در درازمدت بر روند بازار است. حدود یک ماه و نیم گذشته در صبحانه کاری بازار سرمایه دغدغه اصلی مدیران سازمان بورس افزایش عرضه‌ها و فعال شدن شرکت‌های حقوقی جهت جلوگیری از حباب مثبت در بازار بود. غافل از اینکه وظیفه سازمان بورس دخالت در بازار و تنظیم عرضه و تقاضا نیست. وظیفه سازمان نظارت صحیح، گسترش بازار، افزایش عمق بازار، گسترش ابزارهای مالی، وضع آیین‌نامه جهت رونق بازار و سایر موارد ساختاری است نه دخالت در عرضه و تقاضا آن هم به اشکال بسیار مبتدیانه و غیرحرفه‌ای. سازمان بورس باید برای هر مصاحبه، تصمیم و بخشنامه کلیه عواقب کوتاه‌مدت و بلندمدت را سنجیده و بر اساس شناخت جایگاه خود عمل کند.
موضوع دیگر که مدت مدیدی است کارشناسان مالی بر آن متفقند موضوع دامنه نوسان موجود در بورس تهران است که در روزهای مثبت، بازار هیجانی مثبت و بی‌دلیل ایجاد کرده است و در روزهای منفی نیز هیجان منفی و وحشت را بر بازار حاکم می‌کند و در یک برآیند کلی قیمت‌ها ناکارآمد شده و سیگنال ناصحیح به بازار داده می‌شود. این شکل دامنه نوسان قیمت در هیچکدام از بازارهای پیشرفته مالی دنیا قابل مشاهده نیست.
مهندسی بازار و شاخص؛ 
شاخص بورس تهران به‌درستی حدود 10% افت را تجربه کرده است. این در حالی است که اغلب سهامداران که در دو، سه ماه گذشته وارد بازار بورس شده‌اند و سهام شاخص‌ساز را خریداری نکرده‌اند، بین 40 تا 50 درصد زیان را تجربه می‌کنند. به اعتقاد بنده شاخص بورس تهران به دو دلیل عمده بازار را به‌درستی نمایندگی نمی‌کند. دلیل اول نحوه محاسبه شاخص است. از این منظر دو ایراد اساسی را می‌توان عنوان کرد. ابتدا در نظر گرفتن سود نقدی در شاخص است که سبب نوسانات کند شاخص نسبت به بازار می‌شود و دوم در نظر گرفتن سهم شرکت‌ها در شاخص بدون توجه به سهام شناور آنها. به عنوان نمونه سهام شرکت هلدینگ خلیج فارس تنها با 5% شناوری به دلیل ارزش بازار 404,054 میلیارد ریالی خود بیشترین تاثیر را بر شاخص بورس تهران دارد. به شکلی که اگر در یک روز 90% بازار در حداکثر منفی معامله شوند و این نماد در حداکثر مثبت معامله شود به شکل قابل توجهی اثر منفی آن 90% منفی خنثی خواهد شد. اما دلیل دوم که از دلیل اول نیز به نظر نگارنده مهم‌‌تر است مهندسی شاخص است. به شکلی که بازی با نمادهای موثر بر شاخص امری متداول است و در روزهای مثبت و منفی، شاخص مهندسی می‌شود و اجازه داده نمی‌شود تا روند واقعی طی شود. از این منظر، نحوه محاسبه شاخص باید مورد تجدید نظر قرار گیرد و مهندسی شاخص نیز باید از دستور کار خارج شود.
بی‌تجربگی مدیران سازمان بورس و عدم پاسخگویی نسبت به عملکرد خود از دیگر موضوعات غیرساختاری ولی موثر بر بازار است که سبب شده تا رفتارهای نسنجیده زیادی را در حوزه عملکردی مرتبط با سازمان بورس شاهد باشیم. اگر این مدیران سودای بقا در مسندهای خود را دارند ضروری است تا از اساتید اقتصاد و مالی کشور برای اتخاذ تصمیمات کارشناسی و تدوین استراتژی بلندمدت برای بازار سرمایه استفاده کنند.
مجموعه عوامل فوق سبب شد تا علی‌رغم چشم‌انداز مثبت سیاسی و اقتصادی و انتظار ثبات بیشتر فضای کسب و کار که از مولفه‌های مهم برای رونق بازارهای مالی و سرمایه‌گذاری در بورس است؛ شاهد ریزش دور از انتظار 40 تا 50 درصدی اغلب نمادهای بورس تهران و ضرر چشمگیر سهامداران حقیقی بازار باشیم. تا زمانی‌که عدم شفافیت و بی‌برنامگی در رفتار سازمان برقرار و رویکرد کلان و عملگرایانه حاکمیتی جهت حمایت بلندمدت و پایدار از بازار سرمایه وجود نداشته باشد؛ کماکان بورس در ذهن قاطبه مردم قمارخانه‌ای فرض خواهد شد که هر اتفاقی به دلایل غیرقابل پیش‌بینی در آن قابل وقوع است. در این شرایط بازار سرمایه نخواهد توانست سه کارکرد مثبت خود یعنی کنترل تورم، رونق تولید و اشتغال و جلوگیری از فعالیت‌های سفته‌بازی در بازارهای غیر مولد را به شکل موثر در اقتصاد ایفا کند.

 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
اولین موافق باشید.
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید کاهش تقاضا برای خودرو بورس را هم از رونق انداخت
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو
ایران خودرو دیزل
تلگرام

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو