گفت‌وگوی با یان کلوم، مدیر طراحی جگوار

در ستایش زیبایی

از فورد اسکورت گرفته تا مدل‌های مختلف آستون مارتین و بسیاری دیگر از خودروهای مشهور، در چهل سال گذشته یان کلوم، طراح چیره‌دست خودرو، جزو طراحان بسیاری از مهم‌ترین و زیباترین خودروها بوده است. از سال 2008 و بعد از رونمایی خودروی XF، او مغز متفکری بوده که از  طراحی تمام مدل‌های جدید جگوار پشتیبانی کرده است. اخیرا هم او دو مدل شاسی‌بلند  اف-پیس و سدان تمام اسپرت XE را به طرفداران جگوار تقدیم کرده است. در حاشیه نمایشگاه امسال لس‌آنجلس برایان لیون، خبرنگار روزنامه نیویورک‌دیلی‌نیوز سراغ او رفته و مصاحبه زیر را با او ترتیب داده است. 

کد : 904
تاریخ انتشار : شنبه 7 آذر 1394
print
نظرات : 0
در ستایش زیبایی

علی منصوری-از فورد اسکورت گرفته تا مدل‌های مختلف آستون مارتین و بسیاری دیگر از خودروهای مشهور، در چهل سال گذشته یان کلوم، طراح چیره‌دست خودرو، جزو طراحان بسیاری از مهم‌ترین و زیباترین خودروها بوده است. از سال 2008 و بعد از رونمایی خودروی XF، او مغز متفکری بوده که از  طراحی تمام مدل‌های جدید جگوار پشتیبانی کرده است. اخیرا هم او دو مدل شاسی‌بلند  اف-پیس و سدان تمام اسپرت XE را به طرفداران جگوار تقدیم کرده است. در حاشیه نمایشگاه امسال لس‌آنجلس برایان لیون، خبرنگار روزنامه نیویورک‌دیلی‌نیوز سراغ او رفته و مصاحبه زیر را با او ترتیب داده است. 

قطعا این اولین بار نیست در یک نمایشگاه خودرو شرکت کرده‌اید، اما با توجه به این که در نمایشگاه لس‌آنجلس هستیم، می‌خواهم بپرسم به عنوان طراح آستون مارتین و جگوار بهترین خاطره شما از شرکت در نمایشگاه‌های خودرو چیست؟ 
راستش گمان می‌کنم دو خاطره دوست‌داشتنی از حضور در نمایشگاه‌های خودرو داشته باشم. وقتی 7-6 ساله بودم پدرم مرا با خود به نمایشگاه خودروی گلاسکو برد. نمایشگاه در جایی به اسم «کلوین هال» بود و آنچه برای اولین بار در آنجا دیدم تاثیر زیادی روی‌ من گذاشت. شاید اگر الان می‌توانستم به آنجا برگردم، همه چیز به نظرم خیلی عادی و اولیه می‌آمد، اما در شش سالگی تماشای زرق و برق آن همه ماشین در یک‌جا برایم بسیار خارق‌العاده بود. از همان زمان به این مساله پی بردم که نمایشگاه‌های خودرو برای من رویدادهایی بسیار خاص هستند. به نظرم خاطره دیگری که همیشه در خاطرم می‌ماند به وقتی برمی‌گردد که در سال 1993 در ژنو از آستون مارتین DB7 رونمایی کردم. ما روکشی را که روی ماشین بود را برداشتیم و من تمام مدت از این وحشت داشتم که کسی از من بخواهد چیزی بگویم و من هیچ چیزی آماده نکرده بودم. در آن زمان تقریبا چهل ساله بودم و چندان هم کم سن و سال نبودم اما ترجیحم این بود در پس‌زمینه باقی بمانم.  تحسینی که نصیب این ماشین شد و توجهی که بعد از آن به خود جلب کرد موضوعی بود که هرگز تجربه نکرده بودم. اما چیزی که واقعا برایم اهمیت داشت این بود که برادرم نیز (موری کلوم که در حال حاضر طراح کمپانی فورد است) با طراحی لاگوندا در این نمایشگاه حضور داشت.  

با در نظر گرفتن ترتیب زمانی، در دوره تصدی‌ خود در جگوار بیشتر از همه به چه چیزی مباهات کرده‌اید؟ یا شاید هم فکر می‌کنید بهترین اتفاق هنوز رخ نداده است؟
خب، بگذارید از ابتدا شروع کنم. به نظرم با شکوه‌ترین لحظات برایم زمانی بود که [در سال 2008] XF را ساختیم، زیرا برای من این یک نقطه‌ عطف بود. قبل از آن XK را طراحی کرده بودیم که بیشتر مدلی تکامل‌یافته بود تا انقلابی، اما XF در 7 یا 8 سال گذشته نقطه‌ شروعی برای یک حرکت جدید بود. از آن زمان به بعد ما ذره ذره جلو آمده‌ایم و تلاش زیادی صرف کرده‌ایم. می‌دانید در برابر بزرگ‌ترین غول‌های خودروسازی جهان ایستاده‌ایم. به همین خاطر آن لحظه برای من بسیار افتخاربرانگیز بود. باید بگویم لحظه‌ دیگری که به آن افتخار می‌کنم همین حالاست. من پنج ماشین کاملا متفاوت دارم و پیش از این هیچ‌وقت بیشتر از چهار ماشین نداشته‌ایم. به همین خاطر به این فکر می‌کنم وقت آن شده است که مطمئن شویم به نقطه‌ موردنظر خود رسیده‌ایم. این برایم مساله‌ای بسیار شخصی است چون در تمام زندگی‌ام جگوار را ستوده‌ام و حالا که می‌بینم در زمانی که عضوی از آن هستم، این کمپانی رشد پیدا کرده است بسیار به خودم می‌بالم. 

برای این‌که کمی موضوع بحث را عوض کنیم، می‌خواهم کمی در مورد گرایش‌هایی صحبت کنیم که در هر زمان در صنعت خودروسازی به وجود می‌آیند. این گرایش‌ها می‌توانند موضوع‌های ساده‌ای مانند استفاده از لامپ‌های LED باشند یا اتفاقات مهمی مانند ظهور خودروهای خودران. شما در مورد کدام یک از این گرایش‌ها خوش‌بین هستید و کدام یک از آنها شما را هیجان زده کرده است؟
بین گرایش‌ها و پیش‌بینی‌ها تفاوت مشخصی وجود دارد. گرایشی که به وجود آمده و در حال حاضر خیلی شایع است -که از آن خوشم نمی‌آید- نوعی وسواس و تعلق خاطر به طراحی‌هایی است که مبالغه‌آمیز و بیش از حد تزئینی به نظر می‌رسند. می‌دانم این کارها واکنشی است به طراحی‌هایی مانند طراحی‌های ماشین‌های ما که بسیار ساده و به اندازه هستند، اما به نظرم در حال حاضر نسلی وارد دنیای طراحی شده است که می‌خواهد تمام قواعد را به هم بریزد و به چیزی برسد که من آن را «طراحی تصادفی» می‌نامم، که البته اشکالی هم ندارد. مشخصا از این نوع طراحی خوشم نمی‌آید زیرا به نظرم به اندازه کافی فکر پشت آن نیست، اما می‌دانم تمام تقصیرها مستقیما به گردن طراحان نیست. این فشار از رده‌های بالاتر وارد می‌شود یعنی از سوی بازاریابان و هیات‌های مدیره. آنها صرفا به دنیال چیزی متفاوت هستند. در حال حاضر می‌بینم که بسیاری از افراد سراغ تجربه چیزهای عجیب و غریب می‌روند تا این توجه را جلب کنند، اما در واقعیت این فقط مانند جلب توجه به کمک پوشیدن یک لباس نامناسب است. اگر جلب‌ توجه یک کت و شلوار بنفش براق بپوشید که به تن‌تان زار می‌زند، می‌توانید به خواسته خود دست پیدا کنید. اما آیا این کت و شلوار زیبا هم هست؟ نه. راستش من خیلی از این مساله خوشحال هستم که این موضوعی است که بسیاری از خودروسازان با آن دست به گریبان هستند چرا که باعث می‌شود جگوار پیچیده‌تر به نظر برسد. در رابطه با آینده، من هر چه بیشتر متقاعد شده‌ام خودروهای تمام الکتریکی اتفاقی اجتناب‌ناپذیرند و حضورشان در بازار آینده قطعی است، اما به زمان بیشتری احتیاج دارند. فشارهای اجتماعی برای راندن خودروهای غیرمکانیکی در حال افزایش است اما معلوم نیست اگر در بیشتر نقاط جهان، مردم به جای راندن خودروهای درون‌سوز به خودروهای الکتریکی روی بیاورند، ما می‌توانیم مشکل گرمایش جهانی را حل کنیم؟ منظورم این است که گاوها و مراتع هم به اندازه‌ ماشین‌ها در تولید گازهای گلخانه‌ای نقش دارند. اما به نظرم حضور ماشین‌های تمام الکتریکی چشم‌اندازی هیجان‌انگیز است و هنگامی که کشورها و دولت‌ها به استفاده از آن‌ها روی بیاورند، تا پانزده سال دیگر یا کمتر استفاده از آنها رایج خواهد شد. زمانی که شما موتور را از ماشین خارج می‌کنید به آزادی عمل بسیاری دست پیدا می‌کنید. می‌توانید ماشین را به هر شکلی که می‌خواهید درآورید. 

در مورد طراحی‌های اخیرتان، دوست دارید وقتی مردم به یک خودروی جگوار نگاه می‌کنند چه چیز ببینند؟ آیا می‌خواهید آنها در یک نگاه متوجه شوند با یک جگوار رو به رو هستند یا خیر؟
یکی از دلایل ما برای پافشاری بر چهره‌ کنونی خودروهایمان- که البته شاید آن را در خودرهایی مانند XF و  اف پیس تغییر داده باشیم- این است که خانواده‌ای به وجود آوریم که مردم آن را به اسم جگوار بشناسند. واقعا به این موضوع ایمان دارم که برند برای مشتریان کنونی بسیار حائز اهمیت است، هرچند شاید این در آینده این نگرش تغییر کند ، اما در حال حاضر واقعیت این است که مردم به برندها اطمینان دارند و شما برای ساختن تصویر برند خود نیاز به پافشاری و شناخته شدن دارید. هر چند در آینده ما این رویکرد را تغییر خواهیم داد و به محض آن‌که جهان ما را بشناسد، ما به اطمینان لازم برای ورود به شاخه‌های متفاوت دست خواهیم یافت. اما برای من مهم است که مردم با دیدن یک جگوار آن را بشناسند. من با جگوار مدل  XJ خودم رفت و آمد می‌کنم و شنیده‌ام مردم می‌گویند: «اوه، چه ماشین قشنگی، این دیگر چه ماشینی است؟» خب، این خیلی فوق‌العاده است که ببینید مردم از ماشین شما خوش‌شان آمده است اما ترجیح می‌دهم آنها بگویند: «اوه، چه جگوار قشنگی». در غیر این‌صورت آنها نمی‌دانند هنگام خرید سراغ چه ماشینی بروند. 

اگر بخواهید یک نفر را بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای سوار یک مدل جگوار کنید که نماینده این برند باشد، کدام مدل را انتخاب می‌کنید؟ 
سوال بسیار سختی است. گمان می‌کنم اگر می‌خواستم به او خلاصه‌ای از ارزش‌های جگوار را نشان دهم، باید او را سوار یک مدل تیپ F می‌کردم. به او می‌گفتم «جگوار این است» و اگر قرار باشد چهار نفری را که چمدان و بار دارند سوار یک جگوار کنم، بی‌شک اف‌پیس را انتخاب می‌کردم. این مدل‌ها دربردارنده عملکرد بالا و استایل هستند و این‌ها همان چیزهایی هستند که همیشه ارزش‌های جگوار بوده‌اند. 


 ارسال نظرات

مخاطبان گرامی، برای انتشار نظرات لطفا نکات زیر را رعایت فرمایید:

  1. نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  2. نظرات حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های اسلامی منتشر نمی‌شود.
  3. نظرات بعد از ویرایش ارسال می‌شود.
 
اولین موافق باشید.
اولین مخالف باشید.
تصویر امنیتی
کد فوق را در فیلد زیر را وارد نمایید
نمایش 0 نظر
مرتب سازی براساس

اولین نظر دهنده باشید در ستایش زیبایی
تلگرام
تبلیغ دی اس
سورن ایران خودرو
ایران خودرو دیزل

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو

سایت رسمی روزنامه دنیای خودرو